یه شب
که توی خواب بودم از این عالم جدا بودم
به فکر عشق ی نبودم راحت بودم رها بودم
تو امدی تو زندگی گفتی می خوام با تو باشم
گفتی می خوام کنار تو از ادمها جدا باشم
گفتم نمی تونه دلم گفتی منم مثل توام
از ادمها خسته شدم دنبال راه چاره ام
گفتی که چاره ام توی مرحم زخم من توی
مرحم زخم من توی.................................
می دونستم می دونستم می دونستم که توهم مثل همه ادمها قلبمو تنها می زاری
شایدم مثل همه غم روی غم هام بزاری
ولی بازم نمی دونم
که چی شد........؟
نمی دونم که چی شد یهو شدی عزیزم
تا به خودم امدم دیدم برات میمیرم حالا که عاشقت شدم
پشتمو خالی می کنی
رفتی حالا حق دلو از کی باید بگیرم
حالا که دیونتم تنهام میزاری اینه رسمش
حالا که زندگیمی تنهام میزاری اینه رسمش
مگه نامسلمونی خدا نداری اینه رسمش
یکمی که فکر کنی می بینی جز من نداری
اینه رسمش ..........................................
اگه بزور روزگار از زندگیت میرم کنار
میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتنو پای خاطر خواهیم بزار...